چگونه بر اهدافتان پیروز شوید؟

چگونه بر اهدافتان پیروز شوید؟

هر هدفی که برای خودتان تعیین می کنید ممکن است در ادامه دادنش به مشکل بر بخورید. مشکلی که اکثر مردم با اهدافشان دارند، این است که همیشه مثبت فکر می‌کنند و مثبت فکر کردن به تنهایی به ما کمکی نمی‌کند.

می‌دانم شنیدن این حرف از سوی یک مشاور، عجیب به نظر می‌آید اما اجازه بدهید بیشتر برایتان توضیح بدهم.

گاهی اوقات وقتی که هدفی را تعیین میکنیم فقط می‌خواهیم که مثبت فکر کنیم. به این فکر می‌کنیم که اگر به هدفمان دست یابیم چقدر زندگیمان  بهتر خواهد شد.

ما درمورد اینکه اگر بتوانیم دو استقامت را انجام دهیم، به فلان موفقیت دست پیدا کنیم یا فلان عروسی را داشته باشیم خیال بافی می کنیم. مشکل اینجاست که رویا داشتن ساده است و رسیدن به آن سخت. وقتی که سعی می کنید درباره هدفتان فقط مثبت فکر کنید، درباره چگونگی مغز انسان کاملا در اشتباه هستید.

دقیقا همان زمانی که شما تلاش می کنید تا رویایتان تحقق یابد، مغزتان به کار می افتد و شروع به منفی بافی می کند. و اگر شما از قبل خود را برای این موقع آماده نکرده باشید رسیدن به هدفتان تقریبا غیر ممکن خواهد شد. اینجا دقیقا همان جایی است که اکثر مردم تسلیم می‌شوند؛ زیرا موقعیت بسیار سختی است و احساس شکست و درماندگی نیز بسیار بد است. پس مردم فکر میکنند که بهترین کار این است که همه چیز رو تمام کنند.

اما حقیقت این است که درماندگی و شکست فقط زمانی بد است که شما برای آن آماده نشده باشید و در انتظارش نباشید. پس وقتی همیشه مثبت فکر می‌کنید، از فکر شکست دور هستید و اگر با آن مواجه شدید نمی‌دانید که باید چگونه مدیریتش کنید.

این دقیقا همان دلیلی است که هنگام تعیین کردن هدف، بیش از حد مثبت فکر کردن می‌تواند به دشمن شما تبدیل شود.

و به همین دلیل من وقتی با دیگران درباره ایجاد تغییرات بزرگ در  زندگی شان حرف می زنم، از آنها میخواهم که ابتدا وسیع و مثبت فکر کنند و بعد کوچک و منفی. عجیب به نظر می آید ولی این دقیقا فرآیندی است که طی آن به آنها کمک کردم حقوقشان را 2 یا 3 برابر کنند، عشق را بیابند، قله های ترقی را طی کنند، کار جدیدی را شروع کنند، از کوه بالا بروند و مغزشان را در جهتی که میخواهند کنترل کنند.

به شما اطمینان میدهم اگر این راه را پیش بگیرید هر قدر که بیشتر به اهدافتان دست می یابید بیشتر شگفت زده خواهید شد.

1) اول هدفی را ایجاد کنید.

اهدافتان باید واقعی و واضح باشند. شما باید کاملا آگاه باشید که آیا می توانید آن را به دست بیاورید یا نه. اگر اهدافی که می‌سازید مبهم و نامعلوم باشند، درباره کوچکترین چیز ها مغزتان با شما درگیر می‌شود و موفق به مدیریت آن نمی‌شوید. با افکارتان جنجال به پا می اندازید و پیشرفت نمی‌کنید. پس در حق خودتان لطفی بکنید و اهدافتان را واضح و ساده برای خود مشخص کنید.

اهداف روشن و  واضح مثل:

در شرکت و یا اداره محل کارم ترفیع مقام خواهم گرفت.

یک ماه متوالی به یوگا خواهم رفت.

از ساعت ده شب به بعد دیگر تلفن همراهم را چک نمیکنم.

اهداف غیر واضح مثل:

بیشتر ورزش خواهم کرد.

با مادرم مهربان تر خواهم بود

از تلفن همراهم کمتر استفاده میکنم.

2) دلایلی قانع کننده مشخص کنید (ضرورت هدف)

یکی از دلایلی که نمی‌توانیم به اهدفمان دست یابیم این است که زیاد  اهمیت نمی‌دهیم که چرا آن هدف را می‌خواهیم.

ما آنرا انتخاب میکنیم چون فکر می‌کنیم که باید به آن دست یابیم، یا رسیدن به آن هدف باعث می‌شود که مادرمان بیشتر به ما افتخار کند یا دوستانمان را تحت تاثیر قرار خواهیم داد. گاهی اوقات هم می‌خواهیم صدای انتقاد کننده درونمان را خفه کنیم. هیج کدام از اینها دلایلی نیستند که مارا تشویق کنند یا بهمان روحیه بدهند. درست است که یک دلیل تشویق کننده برای رسیدن به هدف کافی نیست ولی بدون آن هم نمی‌توانید به هدفتان دست یابید.

دلیل قانع کننده تان باید مربوط به خودتان باشد. چیزی که برای شما قانع کننده است ممکن  است برای دیگران نباشد ولی به شما پیشنهاد میدهم که دلیلی را ایجاد کنید که مربوط به چیزی در زندگی خودتان است و شما به آن افتخار خواهید کرد. نه چیزی که دیگران به شما می‌گویند تا انجام دهید.

انجام کار جدید سخت است و اگر شما دلیلی برای انجام آن نداشته باشید، شکست خواهید خورد.

دلیل قانع کننده مثل :

من می‌خواهم رشد کنم و بزرگ شوم.

میخواهم خودم را غافل گیر کنم.

می‌خواهم ببینم که واقعا چقدر میتوانم انجامش بدهم و موفق بشوم.

دلیل غیر قانع کننده مثل :

والدینم به من می‌گویند که باید انجامش بدهم.

اگر این کار  را انجام دهم بقیه من را دوست خواهد داشت.

اگر انجامش ندهم احساس گناه خواهم کرد.

3) گاهی اوقات هم منفی فکر کنید

معمولا وقتی هدفی را تعیین میکنیم قصد داریم که ترس ها و ابهام هایمان را نادیده بگیریم. فکر می‌کنیم که اگر با عدم اعتماد به نفسمان روبرو نشویم و مقابله نکنیم، از آن جلو خواهیم زد. اگر تا الان متوجه نشده اید بگزارید بهتان بگویم که چنین چیزی حقیقت ندارند.

اعتراف کردن به ترس ها و نقاط ضعفتان کار ترسناکی نیست. فقط سخت است. چون  تصورات منفی شما درباره اهدافتان  هنگامی که شروع به تلاش کردن می کنید بزرگتر خواهند شد. این دقیقا همان دلیلی است که باید تمام ایراد های مغزتان را روی کاغذ بیاورید، تمام چیزهایی که مغزتان درباره اینکه نمیتوانید به هدفتان برسید می‌گوید ، اینکه شکست خواهید خورد و حتی نمی توانید برایش تلاش کنید. به طور کامل درباره اینها بنویسید.

4) راهکار هایتان را روی هم بگذارید.

وقتی که تمام نقاط ضعفتان را روی کاغذ آوردید میتوانید به ماهیت اصلی آنها پی ببرید. آنها واقعیت هایی درباره توانایی تان  یا پیش بینی های ذهن شما درمورد آینده نیستند. آنها فقط افکار شما هستند! مغزتان در حال انجام وظیفه اش است. او شما را ایمن و زنده نگه می‌دارد تا روزی بتوانید ژن هایتان را انتقال بدهید. مغز شما فرق بین اضطراب هنگام ترفیع مقام و وحشت هنگام دیدن یک شیر که ممکن است شمارا بخورد را  نمی‌داند. پس وقتی تلاش میکنید تا کار جدید و سختی را آغاز کنید ذهنتان تعجب می‌کند.

اما حالا که لیستی از افکار منفی شما را داریم، می‌دانیم  که مغز شما چه خواهد گفت و شما می‌توانید زودتر از افکار منفی تان دست به کار شوید.

فرض کنیم که هدف شما دویدن دو استقامت است و اینها افکار منفی شما هستند:

من درباره دویدن چیزی نمیدانم

تابه‌حال بیشتر از  یک مایل ندویده ام.

من ورزشکار نیستم.

در باشگاه احساس خجالت زدگی میکنم.

اگر این افکار را نادیده بگیرید و برای مدیریت کردنشان دست به کار نشوید،آنها به زودی شمارا از مسیرتان دور خواهند کرد. اما اکنون آنهارا روی کاغذ داریم و میتوانیم فکر هایتان را روی هم بزاریم و درباره شان تصمیم بگیریم.

حالا با خودتان تمرین کنید:

_من درباره دویدن چیزی نمی‌دانم ولی درباره اش اطلاعات کسب خواهم کرد.

_من تا به حال بیشتر یک  مایل ندویده ام اما بقیه ورزشکاران و دونده ها نیز از همین جا شروع کرده اند.

_من ورزشکار نیستم اما قرار هم نیست در مسابقات المپیک شرکت کنم.

_من در باشگاه احساس خجالت زدگی میکنم اما با دوستانم همراه خواهم شد و لباس های زیبایی که در آنها احساس خوبی دارم خواهم خرید. رفتن به باشگاه به هنگامی که از آن ترس دارم نشانه شجاعت من است.

*بسیاری اقدامات دیگر هست که شما می‌توانید انجام دهید تا افکارتان را کنترل کنید، از دیگران انرژی دریافت کنید و از آنها بخواهید تا شما را برای رسیدن به هدفتان تشویق کنند و کارهایی را یاد بگیرید که تا کنون نمی توانستید انجام بدهید.

پس حالا که آماده اید، به انجام رساندن خواسته هایتان چنان سخت به نظر نمی آید. پس امسال کاری انجام دهید که باعث شود بیشتر  به خودتان افتخار کنید


هلیا جمشیدی

هلیا جمشیدی

تدوین اخبار سایت